بدون عنوان
صبح همه خسته بودیم زیاد خوابیدیم، حدود ظهر بیمارستان رفتیم. آخه مامان و بابایی نگرانم بودند که نکنه خدای نکرده مریضم که آینقدر گریه میکنم و شبا نمی خوابم، اما دکتر گفت دخترتون صحیح و سلامت هست.
مامانی واسم پوستر و کتاب خرید یه عالمه کتاب قشنگ! مرسی مامانی
الان ساعت 9:30 هست من خوابیدم، عمه جون نرگس و عمه جون زهرا خونه ما هستند.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
